دلنوشته های یه دختر
ای کاش زبان نگاهم را میدانستی و میدانستی در نگاهم ناگفته های زیادی دارم
دوستت دارم بی بهونه منو ببخش تو بهترینی... میخوام یه روز استثنایی باشه واسمون نظر بدین بگین چیکار کنم. از لباس پوشیدنم نظر که چی بپوشم تا هر چی که مربوط به یه تولد دو نفره و عاشقونه میشه منتظرماااااااااااااا سلام سلام به همه دلم واسه همتون تنگ شده خيلي وقته نيومدم ميدونم اخه هر روز هفته كلاس دارم اگه يه روزم بيكار باشم ميرم بيرون. خلاصه حسابي وقتم پره.... دو روز پيش با اقامون دلش واسمون تنگ شدو رفتيم بيرون البته دل من كه خيلي زود يه زود تنگ ميشه اما به روي خودم نميارم ميدونيد چيه هر وقت ميخوايم بريم بيروون بهم ميگه تو بگو كجا بريم ميگه خانومم بايد نظر بده خوب اگه به من باشه دوست دارم بيشتر قدم بزنيمو يه رستوران خوب بريم اما بهروز هميشه با ماشينش ميادو اصلا عادت به پياده روي نداره واسه همين اكثر وقتا ميريم سفره خونه. ولي اخي الاهي...دفعه قبل كه اومده بود چون كارش زياد بودو صبح زود از خواب پاشده بود خيلي خسته بود اما من گفتم كه بايد پياده بريم خلاصه اون وقت غروبم كه خودتون ميدونيد خيابونا همه شلوغ و .... رفتيم گلسار ماشينو پارك كرديمو قدم زديم برام يه گلم خريد و ... خيلي خوش گذشت .راستي قابل توجه خانوماي كم سنو سالي كه به وبلاگم سر ميزنن بگم كه منو اقام از دوران نوجووني بيرون اومديمو به قول معروف از ابو گل در اومديم بعدشم همه خونواده همون ميدوننو 2 ساله كه با هميم كه اينجوري ميريم بيرونو راحتيم ازتون ميخوام كه به پسرا اونم تو دوران دبيرستان رو ندين چون تو اين سنا پسرا واسه خام كردن دخترا از هيچ جمله و كارهاي عشقولانه و حرفاي رمانتيك دريغ نميكنن من واسه رهنمايي كردن حاظرم اگه سوالي دارين ميتونين بپرسين بازم بهتون سر ميزنمو مي اپم فعلا خداحافظ.... سلام به دوستاي گل و با معرفتم. خوب چه خبر؟ما نيستيم خوشحال هسين؟ من كه والا ميرم دانشگاه هر روز كلاس دارم.اقمامون هم هست بهمون خوش ميگذره. زودي ميام پيشتون با خبراي خوب. يه شعر قشنگم براتون ميزارم فعلا خدانگهدارتون................................................................ راه دور است و پر از خار بيا برگرديم سايه مان مانده به ديوار بيا برگرديم هر زمانی که تو قصد سفر از من کردی گريه ام را تو به ياد آر بيا برگرديم اين کبوتر که تو اينسان پر و بالش بستی دل من بود وفادار، بيا برگرديم ترسم اينجا که بسوزد پر و بال عشقم يا شود حاصل تکرار بيا برگرديم يک غزل نذر نمودم که برايت گويم گفتم آنرا شب ديدار بيا برگرديم باز گفتی که برايم غزل از عشق بگو يک غزل ميخرم اينبار بيا برگردیم من که عشقم به دو چشم تو دخيلی بسته است عشق من را مکن انکار بيا برگرديم براتون یه شعر ناز گذاشتم بخونیدو عشق کنید بنام خداي عاشقان در اوج دل نشاندمت به رهگذار زندگي زمانه گرخزان شود تويي بهار زندگي به پاكي دلت قسم كه دل زتو نمي كنم كه تكيه گاه من تويی در اين حصارزندگي تبسم نگاه تو نشان عشقي آشنا دل زلال پاك تو چو چشمه سار زندگي چو مبتلا شوم به غم خوشم به يك نگاه تو دوچشم تو چراغ من به شام تار زندگي تقدیم برای عشقم
اگه يه لبخند بزنيمو بي خيال شيم کاش زود تر از این برزخ بیایم بیرونو همیشه به حالت عادی بر گرده با وجود همه عصبانیتی که نسبت بهش دارم الان بعد گذشت ۳ روز واقعا احساس تنهایی میکنمو احساس میکنم بدون اون هیچم کاش زود تر فردا بیاد کاش زود تر همه چی خوب شه من طاقت ندارم خوب دلیل اینکه تا الان زنده موندم لمس دستاته.. همه عالمو ادم هر چی میخوان بگن برام مهم نیست که همه با ما مخالف باشن فقط تو و کنار تو بودن برام مهمه همه هر چی میخوان بگن من حرف دلمو گوش میکنمو اون تو رو میخواد.... دوست دارم بهروزم کاش زود تر دوباره بتونم غرق شم تو شهر چشات دوست دارم بهروزم خوبین؟ مم خوبم وای کلاسام دوباره شروع میشه دانشگاهو میگم وای کی تموم میشه خلاص شم االان یه کم سرم درد مینه بازم میام نمیدونم چرا جمعه ها اینجوری میشم دلم خیلی گرفته خیلی خستم با این حال که چهار شنبه و پنجشنبه باهاش بودم اما.. اما دلم بازم تنگ شده ... خیلی دلم میخواد الان با هم کنار ساحل قدم بزنیمو من حرف بزنمو تو نیگام کنی.. مثل اون روزی تو اسکله خیلی دلم میخواد از دور بپرم بیام تو بغلتو بخندم و تو مثل همیشه نازمو بکشی.. خیلی دوست دارم خوبین؟ دلتون برتم تنگ شده؟ خوب دل منم تنگ شده! خوش میگذره؟ من که یه روزم خیلی خوبه که میخوام از خوشحالی بمیرم و اما یه روزم اوتقد بد که میخوام از ناراحتی بمیرم هه هه هه ديروز واسه اولين بار بهروز وب لاگمو ديد خيلي حال كرد وقتي ديد همش از اون نوشتم حتي فكرشم نميكرد خوب من بازم ميام راستي از همه دوستام كه واسم نظر دادن ممنون نشد بهتون جواب بدم اما جبران ميكنم همتونو دوست دارم تو که دریای من بودی شدی حالا سراب من بیاو مهربانی کن بیا گاهی به خواب من با چشمام تا دوتا چشمات چه معصومانه پل بستم واست چی بودم و افسوس کیم حالاو چی هستم گذشت اون شب برای تو برای من ولی افسوس شدم اوراه هندو شدی زیبا ترین طاوس زده اتیش به جون من حریق عشق پاک تو من مغرور افتادم در این بازی به خاک تو شکسته تیر من به تو نشسته تیر تو به من زدیم به زانو و شدی فاطح جنگ تن به تن نعش منو با یه طناب بکش رو خاک ادعات بگو اهای مردم شهر اینم قلدور شما مهم این حرف واپسین همینه حرف اخرم رو سنگ گورم بنویس مردی که گفت:دوستت دارم الان در حال مردنه دلم خیلی گرفته دلم تنگ شده واسه اون روزا واسه ... دلم تنگ شده واسه اون 2 تا رانی که با هم میخوردیم که مزش خیلی از این بستنی های فانتزی که با هم میخوریم بهتر بود.. نمیدونم چرا اینجوری شده ؟ نمیدونم اون همه عشقی که داشتم کجا رفته چرا من اینقدر عصبی شدم چرا … بغض گلومو گرفته….. مدتی هستش که احساس میکنم زیاد باهاش خوب بر خورد نمیکنم دلم میخواد اون همه عشقی که نسبت بهش داشتم برگرده دلم میخواد دوباره عین قبلا ها دوسش داشته باشم خیلی خیلی زیاد میخوام که همیشه دوتایی عاشق هم باشیم… خیلی ناراحتم از خودم از این دنیا از این روزگار………. احساس میکنم دلم خیلی براش تنگ شده میخوام گریه کنم اما…… اخه چرا دورو اطرافیانمون اینجوری میکنن؟ باباش بابام مامانم.. اه خیلی خستم دلم می خواد که با اون راحت بدون استرس تو خیابون تو بزرگراه و … قدم بزنم و فقط به فکر هم دیگه باشیمو فکر هیچ چیزیو نکنیم… دلم براش تنگ شده… دلم گرفت ای هم نفس تنم شکست تو این قفس خدای من چیکار کنم.. کجا برم به کی بگم…؟؟؟!!! دلم تنگه گرفته غصه داره… کاش بتونم زود تر پیشش باشم و دوباره عین اون قدیما عاشقش باشم… کاش کاش کاش دستم به نوشتن هم نمیاد خیلی عصبی شدم... اصلا نمیدونم چرا اینجوری شدم نمیتونم بنویسم ... کاش مشکلم حل شه .. برام دعا میکنید؟ سلام سلام من اومدم با خبرای خوبه خوب.......... کلی بگم که بخیر گذشت بهروز اقای ما هم عذر خواهیشو کرد و ریحانه خانوم که خودم باشم هم بخشیدم البته کلی ناز کردمو قرو فر ریختم ..تا بخشیدمش اینقدر اذیتش کردم که بچم دیگه داشت اشکش در میومد.. اما خوب از همه چیز مهم تر اینه که ما همدیگرو دوست داریم و حالا از جرو بحث باید بگذریم چون این بحث ها همه جا هست مهم اینه که کسی که اشتباه میکنه متوجه اشتباهش بشه و عذر خواهی کنه و طرف مقابلم ببخشه به راحتی (البته به دختر خانوما بگم راحت نبخشید چون لوس میشن ) یه اب نبات چوبی بگیریدو بعد ببخشید.. اره زنگ زدو دوباره .. از نو... من یکی که نمیتونم ..اونم نمیتونه... خودشم بارها گفته و ... اما من هنوز باهاش اشتی نکردم کاملا.. فردا حرکت میکنه واسه رشت... شنبه هم میخواد از دلم در بیاره... اما من... من حوصله ندارم حوصله خودمو خودشو ندارم... حوصله هیچیزو ندارم... اه اخه نميدونم ... حوصله هيچ كاري رو ندارم.. كاش اين روزاي كذايي زود تر تموم شه.. اخه تا كي صبر كنم؟ حوصله دعوا مرافعه رو اصلا ندارم... منم خوبم... اما نه زياد خوب نيستم.. بهروز رفت تهران واسه پلاتين پاش كه برش داره.. تو راه باطريش خالي بود موبايلش خاموش شد.. وقتي هم كه رسيد موبايلشو روشن كرد حسابي بهش توپيدم.. اونم گفت باهات الان صحبت نميكنم خودم ميزنگم.. خيلي اعصابم ريخته به هم خيلييييي... اه اه اخه چرا اينجوري ميشه.. حوصلشو ندارم.. حوصله خودمو ندارممممممممم اه اه خوبین؟ منم خوبم..نه نه بد نیستم نمیدونم چرا این روزا همش بد میارم.. خدا اخرشو به خیر کنه.. نمیدونم اگه این وبلاگو نداشتم کجا باید حرفامو میزدم.. با کی باید دردو دل میکردم.. کاش خدا خیلی خیلی دوسم داشت .. اخه من اخه.. نمیدونم مشکل منم یا... شما از این اسمون بگیرید که چه غمناک چه برسه به دل من.. اخ خدا جون .. دلم هوای دل دل سیر گریه رو کرده.. تو تاریکی بشینمو با یه موزیک لایت بزنم زیر گریه.. اخ که چه قدر تنهام.. کاش منو ندیده باشن خدااااااااااااااا دارم دیونه میشم یه کاری کن خدایا قسم میدمت خدااااااااااااااااا اگه تو کمکم نکنی کی کمک کنههههههههه خدا اگه این دفعه بفهمن خیلی بد میشه ابروم میره خداااااااااااااااا خیلی داغونم از التماس میکنمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم کمکم کن دلم عین سیرو سرکه میجوشه خدایا به علی قسمت میدم نجاتم بده کاری کن .. اونا منو ندیده باشنو همه چی به زودی حل شه خود میدونی چه قدر مشکل دارم کمکم کنننن خداااااااااااااااااااااااااااا

ميخوام يه سري تصميم هاي خوبو جديد واسه زندگيم بريزم
ميخوام عين يه عاشق زندگي كنم
يه عاشق واقعي ميخوام خيلي خوب باشم ميخوام يه عشق خالصو واقعي نثار بهروزم كنم
امروز با هم صبت كرديم
بهروزم كارش داره عوض ميشه
ميخواد يه مغازه باز كنه
و من
از
اين كه مستقل ميشه واقعا خوشحالم
فقط ميخوام خدا كمكمون كنه كه از اين به بعدو بهترو خوب تر از قبل ادامه بديم
ميگم اخه چرا بايد اين قدر تو زندگيمون سخت بگيريم
چرا به راحتي از كنار مساله هايي كه برامو پيش مياد نميگذريم
زندگي شيرين تر ميگذره
ميخوام بشم يه خانوم خوب واسه بهروزم
ميخوام
بيشتر از قبل دوسش دغشته باشم
ميخوام
همه چي شكل قشنگ تري پيدا كنه
دوست دارم بهروزم
برامون دعا كنيد
بهروزم مغازشو باز كنه و بقيه مشكلاتمونم حل شه
بازم اپ ميكنم
دوست دارم بهروزم

![]()
چون روم نميشه...
ديروز با هم قرار داشتيم
يهو سمانه دوستم زنگ زد كه اي كاش هيچ وقت زنگ نميزد
اي كاش..
گفت دارم با فرهاد ميرم بيرون
گفتم منم با بهروز امروز قرار دارم
گفت خوب بيا با هم بريم
منم گفتم خوب 4 تايي بيشتر كيف ميده
به بهروز گفتم اون گفت نه
گفت دو تايي با هم بريم
ئلايل خودشو داشت اما به من نگفتو دلايل واهي اورد
بعدشم واسه اين كه من ناراحت نشم گفت بريم
كه اي كاش هيچوقت نميرفتيم
اخه فرهاد هميشه 30 دقيقه اين طورها دير ميكردو چندتا دليل ديگه باعث شده بود كه بهروز مايل به اين بيرون رفتن با اونا نباشه...
اما به خاطر من قبول كرده بود..
كه كاش...
اون روز هرچي بارون بود از اسمون داشت ميومد پايين
يعني طوري كه همه خيابونارو اب گرفته بود
فرهاد گفت شما ماشين نيارين من ميارم
و طبق معمول 30 دقيقه 35 دقيقه دير كرد..
تو اون بارون منو سمانه و بهروز واستاده بوديم..
هر چي ميگذشت بهروز عصباني تر ميشد و ديگه بقيشو نميتونم تعريف كنم اگه خودتو حدس بزندو برام بنويسيد منم نظر هارو ميخونم و از بين اونا هر كدوم به واقيعت زندگيه و اتفاق ديروز من شبيه تر بود براتون مينويسم الان خيلي ناراحتم خيلي گريه كردم چشام پف كرده مانيتور رو نميبينم شرمنده
خداحافظ

![]()

دلت از اهن انگار دلت انگاری از سنگه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدا کمکم کن اگه تو کمک نکنی تنها میشم بی کس میشم خدا خیلی بد شد خدا ..........
| Design By : Night Skin |


